یه روز میرسه یه پارچه ی سفید پایان میدهد به زندگیمون به شیطنت هایمان به بازیگوشی هایمان به خنده های بلندمان و...!!
روزی که همه با دیدن عکسهایمان بغض میکنند و میگویند: دیوونه ما دلمون واست تنگ شده کاش اینقد پشت سرت حرف و صفحه های الکی نمیگذاشتیم کاشکی اینقد دورو نبودیم برات کاش ماهم حقیقت را میگفتیم چون ماهم می آییم کاشکی برا نابودیت و به زمین زدنت خودمان را به هر دری نمیزدیم و کاش و کاش و کاش...!
پس باید حواسمون باشه دست از دو رنگی برداریم چون همه بالاخره رفتنی اند.